گرفتم آن گل و کردم خمیری
خمیری نرم و نیکو چون حریری
معطر بود و خوب و دلپذیری
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
همه گلهای عالم آزمودم
ندیدم چون تو و عبرت نمودم
چو گل بشنید این گفت و شنودم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
گل اندر زیر پا گسترده پر کرد
مرا با همنشینی مفتخر کرد
چو عمرم مدتی با گل گذر کرد
در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
برچسب: کمال همنشین درمن اثر کرد,کمال همنشین در,کمال همنشینی,کمال همنشینی درمن اثر کرد,کمال همنشین در من,کمال همنشین درمن اثر کرد از کیست؟,کمال همنشین در من اثر,کمال همنشین چیست,کمال همنشین در من اثر کرد وگرنه,كمال همنشين در من اثر,
نویسنده: سارا موسوی